پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن

خرید بک لینک
دو هفته پیش (جمعه) از طرف باشگاه رفتیم اردوخیلی خیلی خیلی خوش گذشتبعد از اردویی که چند سال پیش با دوستای باشگاه کاراته که تو شهر شوهر سابق رفته بودم و کلی خوش گذشته بود این دومین اردویی بود که بهم خوش گذشته بود و باعث شد با دوستام صمیمی تر از پیش بشمواقعا جای همه دوستان خالیقول و قرارهایی که با خودم گذاشته بودم فراموشم نشده و کم و بیش بهشون پایبند هستم پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن...

ما را در سایت پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 15:41

بالاخره درست شدددددددددددددداصن از وقتی نیت کردم با لپ تاپ بیام نت و وبلاگمو بروز کنم انگار چشمش زدماز دو روز بعدش هرکاری میکردم لپ تاپه به نت وصل میشد ولی انتن نمیداد و نمیدونستم مشکلش چی هست!تا بالاخره انگار خودش زبون باز کرد و یه اخطار اورد رو صفحه که اکتیو ویندوز پریده، اکتیوش کنمنم با هزار بدبختی گشتم تا بالاخره تونستم ویندوزش رو اکتیو کنم و وصل شدا پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن...

ما را در سایت پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 15:41

آره میدونم با خودم یه قول و قرارایی گذاشته بودم، میدونم یه تصمیماتی گرفته بودم ولی هیچ حرکتی براشون نکردم!از اون موقع تا الان هر روز لابه لای مشغله هام به خودم یادداوری میکنم که وبلاگت یادت نره، اما دیگه واقعا دست و دلم به نوشتن اینجا نمیره!بعضی وقتا واقعا سخته مخالف دنیا قدم برداشتناین روزا دور افتاده رو تلگرام و گوشی و راحتی... و اینجا سالی یه بار به زو پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن...

ما را در سایت پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 15:41

یه زمانی که دوباره تصمیم گرفته بودم تو وبلاگم بنویسم نشستمو پستهای قدیم رو خوندم و یهو حس کردم چقدر بچگانه نوشتم و چقدر حس بزرگ بودن میکردم! و حس کردم فقط تشویق دوستان بوده که باعث میشده بنویسم و یهو به سرم زد که وبلاگو تعطیل کنم و از اونجا که نمیتونم دل بکنم از نوشتن اومدم کانال زدم ولی بازم دردی از اون حس دلزدگیه من نسبت به نوشتن کم نکرد.. ولی... تازگیا پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن...

ما را در سایت پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 15:41

حس کردم که باید یه تغییر وتحولاتی بدم بلکه دست و دلم دوباره به نوشتن بره!تغییرات توی وبلاگ منظورمه اماخب چیز خاصی به نظرم نرسیدراستش بیشتر به فکرم زد که کلایه وبلاگ جدید بزنم، با یه اسم دیگه، (مثلا روزنوشتهای یک زن مطلقه!)u200du200du200du200du200du200d و پساز دوشیزگی رو آرشیو کنمیکی صرفا جهت اینکه یه سریافراد قدیمی هست که قبلا توسط همونها خیلی قضاوت میشدم، هنوز نوشته ای پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن...

ما را در سایت پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 15:41

این وضعیت وبلاگهای بروزشده بیان لعنتیه
همیشه میام نگاه میکنم همین وضعیته، یه اسم و مطلب جالب نمیبینی که تحریک شی بری وبلاگ بخونی!که فک کنی یه نفر دیگه هم اینجا مثل تو خاطره مینویسه، احساس غریبگی میکنی
انگار طاعون زده است خخخخخ


واقعا اگه وضعیت همینطوری باشه ترجیح میدم نقل مکان کنم به همون بلاگفای قدیم خودمون
پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن...

ما را در سایت پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 15:41

صفحه بندی